بسم الله الرحمن الرحیم خوشا آنان که الله یارشان بیی/به حمدوقل هوالله کارشان بی/خوشاآنان که دایم در نمازند /بهشت جاودان بازارشان بی* دوبیتی های بابا طاهر سلام به همه دوستان ومسلمانان فقط یک کلام اینکه باشد برای سپاس از خدا
تبادÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© - تبادÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú©
Ùx88بÙx84اگ دÙx87Ûx8c Ùx86Ûx8cÙx84Ùx88بÙx84اگ - رشد بÛx8c سابÙx82Ùx87 Ùx88بÙx84اگÙx87ا در Ú¯Ùx88Ú¯Ùx84
نتیجه عبادت بدون اخلاص
مردی بود كه هر كار می كرد نمی توانست اخلاص خود را حفظ كند و ریاكاری نكند، روزی چاره اندیشی كرد و با خود گفت: در گوشه ی شهر مسجدی متروك هست كه كسی به آن توجه ندارد و رفت و آمد نمی كند، خوبست شبانه به آن مسجد بروم تا كسی مرا ندیده خالصانه خدا را عبادت كنم در نیمههای شب تاریك، مخفیانه به آن مسجد رفت، آن شب باران می آمد و رعد و برق و بارش شدت داشت. او در آن مسجد مشغول عبادت شد در وسط های عبادت، ناگهان صدائی شنید با خود گفت: حتماً شخصی وارد مسجد شد، خوشحال گردید كه آن شخص فردا می رود و به مردم می گوید این آدم چقدر خداشناس وارسته ای است كه در نیمه های شب به مسجد متروك آمده و مشغول نماز و عبادت است. او بر كیفیت و كمیت عبادتش افزود و همچنان با كمال خوشحالی تا صبح به عبادت ادامه داد، وقتی كه هوا روشن شد و به آن كسی كه وارد شده بود، زیر چشمی نگاه كرد دید آدم نیست بلكه سگ سیاهی است كه بر اثر رعد و برق و بارندگی شدید، نتوانسته در بیرون بماند و به مسجد پناه آورده است. بسیار ناراحت شد و اظهار پشیمانی می كرد و پیش خود شرمنده بود كه ساعت ها برای سگ عبادت می كرده است خطاب به خود كرد و گفت: ای نفس، من فرار كردم و به مسجد دور افتاده آمدم تا در عبادت خود، اَحدی را شریك خدا قرار ندهم، اینك می بینم سگ سیاهی را در عبادتم شریك خدا قرار داده ام، وای بر من چقدر مایه ی تأسف است كه این حالت را پیدا كرده ام.
برچسب:
نویسنده: پیام رمضانی